تبليغاتX
عکس و مطالب خاطره انگیز از ایران قدیم

عکس و مطالب خاطره انگیز از ایران قدیم

سلام

بزودی شاهد تغییراتی در کار وبلاگ خواهید بود امیدوارم کارهایی که بخوام انجام بدم باعث بهتر شدن کیفیت کار وبلاگ بشه.

از راست به چپ:

رامش - پوران - گوگوش

Ramesh - Poran - Googoosh

+ نوشته شده در  جمعه 29 آذر1387ساعت 18:32  توسط پدرام  | 

شب يَلدا يا شب چِله آخرين شب آذرماه، شب پيش از نخستين روز زمستان و درازترين شب سال است. ايرانيان و بسياري از ديگر اقوام آن را مبارك مي‌دارند و اين شب را جشن مي‎گيرند.

اين شب در نيم‌كره شمالي با انقلاب زمستاني مصادف است و به همين دليل از آن شب به بعد طول روز بيشتر و طول شب كوتاه‌تر مي‌شود.

ايرانيان باستان با اين باور كه فرداي شب يلدا با دميدن خورشيد، روزها بلندتر مي‎شوند و تابش نور ايزدي افزوني مي‌يابد، آخر پاييز و اول زمستان را شب زايش مهر يا زايش خورشيد مي‌خواندند و براي آن جشن بزرگي بر پا مي‌كردند.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه 29 آذر1387ساعت 17:7  توسط پدرام  | 

 

رضا ارحام صدر عصر امروز 24 آذر ماه در منزل خود در اصفهان در 85 سالگي از دنيا رفت.

علت فوت این هنرمند، کهولت سن اعلام شده است.

نازی ارحام صدر دختر این هنرمند در گفتگو با رادیو زمانه با تائید خبر فوت پدرش، گفت که آقای ارحام صدر عصر امروز (یکشنبه) ساعت شانزده و ۳۰ دقیقه درگذشت.

به گفته خانم صدر، پدرش به خاطر بیماری‌ قلبی و ریوی که پیش‌تر تحت عمل جراحی قرار گرفته بود، فوت نکرده است.

دختر این هنرمند اصفهانی افزود که کیسه صفرای آقای ارحام صدر به گفته پزشکان معالج دارای عفونت بوده، اما برای سلامتی‌اش خطر چندانی نداشته است.

وی در سال ۱۳۰۲ در محله باغ قلعه اصفهان متولد شد و فعالیت هنری خود را از سال ۱۳۲۶ با بازی در تئاتر سپاهان آغاز کرد.

وی که به «شکرپاره اصفهان» معروف بود، در نمایش‌هایی چون «رفیق ناجنس»، «بوقلمون ها»، «کدام یک از دو»، «دلقک‌ها»، «وادنگ»، «خروس بی‌محل» و...بازی کرده است.

آقای ارحام صدر در سال ۱۳۳۶ نیز با فیلم «شب‌نشینی در جهنم» وارد سینما شد و بعدها در فیلم‌هایی چون «علی واکسی»، «ستاره‌ای چشمک زد»، «مردان خشن»، «جعفر خان از فرنگ برگشته»، «نصف جهان» و «افسانه شهر لاجوردی» بازی کرد.

آخرين فعاليت سينمايي اين بازيگر كه به دليل كهولت سن كم‌كار بود، به فيلم ويديويي «درسا» محسن دامادي در سال 84 برمي‌گردد.

استاد رضا ارحام صدر، پایه‌گذار مکتب اصفهان در تئاتر کمدی و موسس «گروه هنری ارحام صدر» بود.

بداهه‌گویی در نمایش بر اساس اتفاقات روز، از ویژگی‌های منحصر به فرد آقای ارحام صدر بود.

به گزارش ايسنا، همچنين فيلم مستند «شكرپاره» ضمن نمايش قطعاتي از فيلم‌ها و نمايش‌هاي رضا ارحام‌صدر به مرور خاطرات وي پرداخته است.

ارحام‌صدر زمان ساخت اين مستند در گفتگويي با خبرنگار هنري ايسنا، درباره اين فيلم گفته بود: «ديديم كسي به ما محل نمي‌گذارد و هنرپيشه‌هاي معروفي چون ناصر فرهمند، منوچهر وكيل و رفيعي از اصفهان مرحوم شدند و هيچ نامي از آنها نمانده است و تصميم گرفتيم خودمان كاري براي خودمان بكنيم.»

ارحام‌صدر مي‌گفت: «من 50 سال كار كردم اما كسي حتي سراغي از من نگرفت اما الان كه استقبال مردم را از اين فيلم مي‌بينم لذت مي‌برم. جالب اينجاست كه در اصفهان بعضي از فروشندگان، «شكرپاره» را به همراه دو فيلم ديگر فروختند و به اين وسيله مقداري از فيلم‌هايشان را به مردم قالب كردند.

وي اين فيلم را كاملا مستند خواند و مطرح مي‌كرد: «من با دوربين راه افتادم و به جاهاي مختلف رفتم و هر چه پيش آمد گرفتيم و همه چيز كاملا طبيعي است.»

 

لینکهای مرتبط:

محمدعلي كشاورز: «ارحام‌صدر» در عرصه‌ي كمدي بي‌نظير بود

جمشيد مشايخي: خودم را شاگرد «ارحام‌صدر» مي‌دانم متاسفم؛ قرار بود «شب‌يلدا» دور هم جمع شويم

تاريخ شفاهي سينما و تئاتر کمدي -انتقادي ايران،در گفت‌وگوي تفصيلي با رضا ارحام صدر/قسمت اول/

تاريخ شفاهي سينما و تئاتر کمدي -انتقادي ايران،در گفت‌وگوي تفصيلي با رضا ارحام صدر/قسمت دوم/

عکس 2     عکس 3     عکس 4

منابع ـ ایسنا . رادیو زمانه

روحش شاد و یادش گرامی باد

+ نوشته شده در  دوشنبه 25 آذر1387ساعت 0:44  توسط پدرام  | 

علی حاتمی

(عباسعلی حاتمی)

Ali Hatami

(کارگردان٬ نویسنده و ....)

يادداشتي به بهانه سالگرد خاموشي زنده ياد «علي حاتمي»

زنده ياد «علي حاتمي» از همان نخست با رويكرد به فرهنگ ملي و بهره گيري از داستان ها و مضامين سنتي و كهن، تصويرگر سنت ها و آداب و رسوم ايراني بود. وي سبكي را در سينماي ايران پايه گذاري نمود كه نه فيلم سازي پيش از حاتمي به آن توجهي نشان داده بود و نه كارگرداني پس از اوتاكنون ، اين راه را ادامه داده است.
پس از آغاز «موج نو سينماي ايران» توسط داريوش مهرجويي با فيلم «گاو» و مسعود كيميايي با فيلم «قيصر»، زنده ياد «علي حاتمي» به عنوان سومين كارگردان جبهه سينماي موج نو، با ساخت فيلم «حسن كچل» نام خود را در زمره آغازگران سينماي سالم آن دوران به ثبت رساند.
«حسن كچل» براساس نمايش نامه موفقي به همين نام، دربرگيرنده دغدغه هاي حاتمي در قصه گويي سنتي، طراحي صحنه و لباس و ايجاد دكور و فضايي نزديك به زمان گذشته و موزيكال قصه مي باشد. اين فيلم موقعيت حاتمي را به خوبي در سينماي ايران تثبيت نمود.
حاتمي پس از «حسن كچل»، فيلم «طوقي» را مي سازد كه بنا به اعتقاد برخي منتقدان، در دنباله روي از «قيصر» گام برداشته است. اما با اين حال «طوقي» به حدي نشان از دلمشغولي هاي شخصي حاتمي و جهان بيني ويژه او دارد.
ساخته بعدي حاتمي، «باباشمل»، با استفاده از حضور ستاره هاي سينماي ايران و فضايي برگرفته از مضامين كهن، در ستايش جوانمردي ها و هويت ايراني است. حاتمي پس از شكست تجاري «باباشمل»، در آغاز دهه پنجاه، داستان عشق جنون آميز لوطي ميانسالي به نام «قلندر» را به خواهرش، در پس فضا و چهره هايي سنتي به فيلم درمي آورد.
فيلم «قلندر» مدتي چند گرفتار سانسور شد. سرانجام نيز حاتمي را وادار ساخت كه «خواهر» را به «خواهرخوانده» تغيير دهد.
«قلندر» در گيشه موفقيتي به دست نياورد. اما در كنار فيلمفارسي هاي بسياري كه هم زمان با آن به نمايش درآمد، با يك مرزبندي جدي توانست در قلمروي سينماي سالم و ارزشي آن دوران جايگاه خود را تثبيت كند.
به دنبال شكست هاي تجاري پياپي «باباشمل» و «قلندر»، زنده ياد حاتمي طنز ايراني را در داستاني سياه و تلخ به تصوير مي كشد. فيلم «خواستگار» خلاف آثار پيشين حاتمي، از گذشته فاصله مي گيرد، اگرچه تمامي مولفه هاي سنتي سينماي حاتمي را، با خود به همراه دارد. معماري و سنت و آداب ايراني، ديالوگ هاي زيبا و تمامي ظرافت هايي كه «خواستگار» را، با همه كاستي هايش در زمره آثار سينماي انديشمند جاي مي دهد. پس از آن حاتمي به سمت تاريخ مي رود و فيلم «ستارخان» را با استناد به حوادث انقلاب مشروطه ايراني مي آفريند.
حاتمي در «ستارخان» با بي اعتنايي نسبت به واقعيت تاريخي، تفسير خود را از اين حادثه تاريخي ثبت مي كند. وي با ساخت اين فيلم، خشم بسياري از مورخان و اهل تاريخ را عليه خود برمي انگيزد. زنده ياد حاتمي پس از چندي به تلويزيون روي مي آورد و در سال هاي ٥٤ تا ٥٦ با ساخت مجموعه هاي «داستان هاي مولوي» و «سلطان صاحبقران»، نظرات موافق و مخالف بسياري را جلب مي كند.«سوته دلان» آخرين ساخته سينمايي حاتمي در سال هاي پيش از انقلاب، با دستمايه قرار دادن يك عشق ايراني، با داستان پردازي موثر و با توجه به عوامل دراماتيك، از بي نظيرترين ساخته هاي شكوهمند مي باشد كه وي در آن از همه عناصر زندگي ايراني بهره گرفته است.
حاتمي در سال ١٣٥٨، پس از سه سال مطالعه و تحقيق درباره قصه «جاده ابريشم» بار ديگر به تلويزيون مي رود تا اين مجموعه را بسازد. پس از انقلاب نيز تدارك ساخت اين مجموعه را پي گيري مي كند.از آن جا كه حاتمي اين مجموعه را، با توجه به فضاي تهران قديم نوشته بود، فكر ايجاد يك شهرك سينمايي شكل مي گيرد. پس از انقلاب نيز با موافقت تلويزيون، زميني براي ساخت شهرك سينمايي در نظر گرفته مي شود. حاتمي با طرح ها و عكس هايي كه از تهران قديم به دست آورده بود، با گوشه چشمي به گذشته و تاريخ ايران و با نگاهي به هويت ملي، معماري فضاي شهرك سينمايي غزالي -كه قرار بود به نام حاتمي سند بخورد- را هرچه بيشتر به فرهنگ ايراني نزديك مي سازد. سرانجام در سال ١٣٦٦، مجموعه ماندگار «هزاردستان» (جاده ابريشم) با همكاري گروهي از نخبگان سينماي ايران، در شهرك سينمايي غزالي آماده نمايش مي شود. «هزاردستان» در زمان پخش خود به سبب همزماني با جنگ تحميلي، آن چنان كه شايسته بود مخاطبان خود را نيافت. حتي تحت تاثير سانسور و اعمال نظرهاي سليقه اي و متعدد قرار گفت، اما بي ترديد در تاريخ تلويزيون از معدود آثار ارزشمند و جاودان مي باشد. حاتمي در خلال وقفه هايي كه در ساخت مجموعه «هزاردستان» پيش آمد، فيلم هاي «حاجي واشنگتن»، «كمال الملك» و «جعفرخان از فرنگ برگشته» را مي سازد.
«حاجي واشنگتن» روايتي است از «حاج حسينعلي خان صدرالسلطنه» كه از سوي ناصرالدين شاه به عنوان نخستين سفير ايران در ايالات متحده آمريكا، راهي آن ديار مي شود.با وجود بازي چشمگير «عزت  الله انتظامي»، تك بازيگري كه همچون يك نقال خوش آوا مجلس را مي گرداند، و تلاش هاي فراوان حاتمي براي ساخت اين فيلم در ايتاليا، «حاجي واشنگتن » چندين سال در محاق توقيف مي ماند و سرانجام در سال ١٣٧٧، زماني كه ديگر حاتمي در ميان ما نبود، به نمايش عمومي درمي آيد.
ساخته بعدي حاتمي، «كمال الملك»، با گذري به بخش هايي از زندگي تاريخي «محمد غفاري»، نقاش بزرگ معاصر، بار ديگر هنر و ادب ايراني را براي تماشاگر ايراني به نمايش مي گذارد.
«كمال الملك» در سال ١٣٦٦، در دوراني كه اغلب فيلم هاي آن زمان از مضمون هاي ساده انگارانه سياسي- اجتماعي روز پيروي مي كردند به نمايش درآمد.
فيلم «جعفرخان از فرنگ برگشته» نيز پس از ساخت توقيف شد. اما در نهايت با فيلم برداري مجدد ،به كارگرداني «محمد متوسلاني» به نمايش درآمد.
«مادر» ديگر اثر ماندگار حاتمي با پس زمينه هايي از اشياء، طراحي صحنه و لباس، آيين، معماري و نحوه زندگي سنتي، همچون يك متن اصيل، شناسنامه آثار حاتمي را در خود دارد.
بازي هاي درخشان «محمدعلي كشاورز» و «اكبر عبدي» ديگر در كمتر فيلمي پس از «مادر» تكرار شد. حاتمي در «مادر»، مرگ ايراني را با همان نگاه نوستالژيك و ملي خود، به تصوير مي كشد و اثري يگانه را در تاريخ سينماي ايران، از خود به جاي مي گذارد.
حاتمي، «دلشدگان» را با مايه هايي از موسيقي ايراني، دكور و فضاي سنتي گذشته مي آفريند. «دلشدگان» اگرچه از داستاني جذاب برخوردار است، اما قرباني داستان گويي خسته كننده شد و نتوانست در ميان مخاطبان خود، جايي بيابد.


حاتمي پس از حدود چهار سال دوري از سينما با در دست داشتن فيلم نامه هاي «گاردن پارتي»، «نوش دارو»، «ملكه هاي برفي» و «آخرين پيامبر» سال ١٣٧٤ ساخت فيلم «جهان پهلوان تختي» را ،در شهرك سينمايي غزالي آغاز كرد. اما هنوز مدت زماني از آغاز پروژه «جهان پهلوان تختي» نگذشته بود، كه هم زمان با ساخت دكورهاي «خاني آباد» و «خانه تختي»، بيماري جانكاه سرطان پس از يك سال سرانجام «علي حاتمي» شاعر و نگارگر سينماي ايران را ،در يكي از كوچه هاي شهرك سينمايي ساخته خودش به زمين نشاند و وي پهلوان ايراني را در «جهان پهلوان تختي» تنها گذاشت. «علي حاتمي» ايراني ترين كارگردان سينماي ايران بود كه در تقابلي آشكار با مدرنيسم، در پي زيبايي شناسي بومي به روايت قصه هاي شرقي مي پرداخت. سينمايي آميزه از شعر، ادبيات، نقاشي، موسيقي، عكاسي و... . يادش گرامي باد...

منبع: روزنامه خراسان-۱۴/۹/۸۶ - عکسها از وبلاگ کاسپین

 

مراسم رونمایی از تندیس زنده یاد علی حاتمی سال ۱۳۸۵

۱۴ آذر سالمرگ زنده یاد حاتمی را  گرامی میداریم (روحش شاد و یادش گرامی باد)

+ نوشته شده در  چهارشنبه 20 آذر1387ساعت 21:1  توسط پدرام  | 

با سلام به تمامی بازدیدکنندگان وبلاگ

جواب به سوال حسین عزیز:

از آرام و ملوسک که خبری ندارم اما جناب آقای منوچهر وثوق فکر میکنم الان ساکن لندن هستند و خانم شورانگیز هم همسر آقای محمدصالح علاء (مجری برنامه دوقدم مانده به صبح) هستند که دارای یک فرزند پسر هستند که اسمشون هم باران هست و در رشته کارگردانی مشغول تحصیل هستند.

امیدوارم این اطلاعات برای شما مفید بوده باشه

منوچهر نوذری

Manochehr Nozari

(کارگردان٬ بازیگر٬ دوبلور و ...)

 

منوچهر نوذری و ایرج نوذری

زنده یاد منوچهر نوذري در سال 1315 در تهران متولد شد. بازيگر تئاتر، سينما، راديو و تلويزيون ايران كه از او به عنوان بنيان گذار هنر دوبله در ايران نام مي‌برند، بيش از نيم‌قرن در اين حيطه‌ها به فعاليت پرداخت و برنامه‌هاي «صبح جمعه با شما» و «مسابقه هفته» او سال‌ها از پر طرفدارترين كارهاي تلويزيون و راديو به شمار مي‌آمد.

او فعاليت هنري خود را در سال 1332 آغاز كرد. در روزهاي پاياني زندگي اين هنرمند در بيمارستان اين گونه از او نقل شده‌است: «من اولين كسي بودم كه در تلويزيون ايران مقابل دوربين رفتم و گفتم نام جعبه‌اي كه تصوير من را در آن مي‌بينيد تلويزيون است‌.»

مرحوم نوذري در اواخر عمرش مدتي هم اجراي برنامه‌ «صندلي داغ» را بر عهده گرفت؛ از آخرين كارهاي او هم مي‌توان به برنامه‌اي راديويي با عنوان «پنج‌شنبه شنيدني» اشاره كرد.

منوچهر نوذري فعاليت خود را در عرصه‌ي سينما در سال 1338با فيلم‌هايي مانند «امير ارسلان نامدار» آغاز كرد و در ادامه در فيلم‌هاي «گوهر شب چراغ»، «خيالاتي»، «كوچه‌ اقاقيا» ، «عصاي پير»، «باجناق‌ها»، «چند مي‌گيري گريه كني» و «تهران ساعت بيست» به ايفاي نقش پرداخت.

او از اواسط مهر ماه 84 به دليل عوارض قلبي، كليوي و ديابت بين خانه و بيمارستان در رفت‌ و آمد بود از اويل آذر ماه به دنبال عفونت كليوي دربخش دياليز بيمارستان مدرس بستري شد.

۱۶ آذر سالمرگ زندیاد نوذری را گرامی میداریم (روحش شاد و یادش گرامی باد)

+ نوشته شده در  یکشنبه 17 آذر1387ساعت 23:35  توسط پدرام  | 

با سلام

عکسهای هاله نظری تقدیم به حسین

هاله بعد از انقلاب در ایران دیگه فعالیتی نداشته و اما تا چند وقت پیش در شبکه پارس به برنامه سازی مشغول بوده ولی در حال حاضر در شبکه آریامهر به فعالیت خود ادامه میدهند. 

هاله نظری

Haleh Nazari

(بازیگر)

+ نوشته شده در  جمعه 15 آذر1387ساعت 23:8  توسط پدرام  | 

صدمین شماره از مجموعه مجلات قدیمی ها منتشر شد

مطالب شماره ۱۰۰

 گفتگوی اختصاصی قدیمی ها با فرزانه داوری بازیگر نقش بلقیس در فیلم برادر کشی.
و اظهار نظر 16 هنرمند قدیمی درباره مجله قدیمی ها:
ناصر ملک مطیعی، اکبر گلپایگانی، پوری بنایی، نصرت الله وحدت، شهلا و اسماعیل ریاحی، همایون، جلال پیشواییان، وفا وفایی، همایون خرم، فرزانه داوری، جهانبخش پازوکی، سلی، فرشته، ابراهیم سلمکی، ر اعتمادی و میلاد کیایی در رابطه با مجله قدیمی ها صحبت کردند و پیام هایی برای بازدید کنندگان مجله قدیمی ها دادند که خواندنشان خالی از لطف نیست.

خواندن شماره 100 مجله قدیمی ها

ویژه نامه قدیمی ها شماره 100

من هم به نوبه خودم انتشار شماره صدوم رو هم به مجتبی عزیز و همکار گرامیشون آقای باباحاجی تبریک میگم به امید انتشار شماره صدهزار

+ نوشته شده در  چهارشنبه 13 آذر1387ساعت 12:21  توسط پدرام  | 

/مجید مجیدی/

مجیدمجیدی کارگردان سینما چند سال پیش زمان اکران فیلم بید مجنون گفت وگوی مفصلی با رضادرستکارمنتقد سینما انجام داده است. دراین کتاب که با عنوان قلمرو دیدار منتشر شده و گویا قرار است به تازگی به همراه با مصاحبه درستکار درباره فیلم آواز گنجشکها مجددا تجدید چاپ شود مجیدی روایتی را از ملاقات با بهروز وثوقی ،شهره آغداشلو ،ناصر ملک مطیعی و حتی پرویز صیاد ارائه کرده است...

/بهروز وثوقی/

زمانی که برای نمایش فیلم باران به آمریکا رفته بودم کمپانی میراماکس پخش کننده فیلم در هرایالت نمایش خصوصی را برای فیلم برگزار می کرد ودر یکی از این نمایشها بهروز وثوقی دعوت شده بود.

مجیدی دراین مصاحبه می گوید :به هرحال سینمای متفکر وبالنده ما با حضور بهروز وثوقی در چند فیلم شاخص خود راه خودرا پیدا کرد و ما به نوعی مدیون او وبرخی از کارگردانها و سینماگران متفکر سینمای ایران هستیم .بعد از یک مصاحبه مطبوعاتی با بهروز وثوقی ملاقاتی پیش آمدوقتی من را دید به قدری صمیمیت به خرج دادکه گویی سالهاست من را می شناسد به محض اینکه همدیگررا در آغوش گرفتیم بهروز وثوقی شروع کرد به گریه کردن ومن را هم تحت تاثیر قرار داد.

سر میز شام ازاو پرسیدم چرابا این همه علاقه ای که مردم به تو دارند به ایران برنمی گردی؟پاسخی که دادگویای یک حس علاقه مندی آمیخته با ترس وشک بود فکر می کرد اگر برگرددو از طرف مردم و جامعه هنری پذیرفته نشود خیلی بد می شود وآرمانهایش زیر سوال می رود!درواقع به طور غیر مستقیم توقع داشت که مسئولان ومتولیان سینما از او دعوت کنند.

در سخنرانی که قبل از نمایش فیلم هم راجع به سینمای شاخص قبل از انقلاب حرف زدم از بهروز وثوقی به عنوان نمادی از سینمای موج نو نام بردم که بهروز بلند شد ومردم اورا خیلی تشویق کردند.

راستش بگویم که غربت ،بهروز وثوقی و سایر هنرمندان برجسته مهاجر ایرانی را شکننده کرده است.اما چیزی که دراین دیدار ویژه برای من جالب بود خویشی و پیوندی بود که به رغم فاصله های روحی ،جغرافیایی و زمانی میان من واو به وجود آمد من و بهروز وثوقی هیچ فصل مشترکی نداشتیم اما رابطه ای که در همان یکی دوساعت شکل گرفت ،مثل یک رابطه دوستی سی ،چهل ساله بود.

/امیر نادری/

مجیدی درادامه می گوید :با امیر نادری هم در گردشهای ایالتی باران درشهر نیویورک ملاقات کردم وفهمیدم نظرش دررابطه با کار گردانان ایرانی تغییر کرده و خوش بین تر از گذشته شده است.از او خواستم به ایران بیاید وفیلمهایش را درایران بسازد هنوز هم با دیده احترام به او نگریسته می شود اما انگار نه فقط نادری بلکه هنرمندان برجسته خارج از کشور ،با خودشان لج کرده اند.

در آن جلسه ،نادری و پس از فیلم باران از جنبه های تکنیکی فیلم به خوبی یاد کرد و گفت :فکر تمی کردم سینمای ایران اینقدر به خوبی پیشرفت کرده باشد.

/شهره آغداشلو/

در همان روزها به تماشای تئاتری رفتم که شهره آغداشلو بازی می کرد بعد از پایان نمایش ملاقات کوتاهی پیش آمد که خانم آغداشلو گفت :از باران خیلی خوشش آمده بود و فیلمهای قبلی ام راهم دیده بود.

/پرویز صیاد/

پرویز صیاد درآمریکااز کسانی بود که اعتقادداشت هر فیلمسازی که از ایران می آید سازشکار و مبلغ سیستم و اصلا به نوعی دست پرورده رژیم است. درشب تماشای تئاتر اورا دیدم و لی صحبتمان از یک سلام واحوالپرسی فراتر نرفت .محمدرضا دلپاک خاطره ای از کیارستمی برایم تعریف کرده که بسیار دلنشین است درزمان اکران خانه دوست کجاست کیازستمی ،پرویز صیاد به همراه تعدادی پلاکارد به دست می گیرد وجلوی سینمای نمایش دهنده فیلم شعار می دهد.وقتی کیارستمی سر می رسد از او می خواهد پلاکاردش را به دست کیارستمی بسپارد تا همچنان اعتراض آنان ادامه داشته باشد و از صیاد ودوستانش می خواهد که بروند فیلم راببیننداگر فیلم بدی بود بیایند وبه کارشان ادامه دهند واگر فیلم ....به نظرم نکته ای شیرین دراین برخورد نهفته است :نباید با چشمان بسته با هرچیزی مخالفت کرد.

منبع : سینمای ما - عکسها از وبلاگ کاسپین

+ نوشته شده در  یکشنبه 10 آذر1387ساعت 15:16  توسط پدرام  | 

مسعود کیمیائی

Masoud Kimyaee

(کارگردان و نویسنده و .....)

 

+ نوشته شده در  جمعه 8 آذر1387ساعت 10:57  توسط پدرام  | 

جام جم آنلاين: احمد آقالو، هنرمند پيشكسوت عرصه هاي راديو، تلويزيون، سينما و تئاتر ايران، ساعت 35/21 امشب‌ (يكشنبه 3 آذر) در سن 59 سالگي به دليل بيماري در منزل شخصي اش دارفاني را وداع گفت.

احمد آقالو در سال هاي اخير به دليل شدت يافتن بيماري سرطان استخوان کمتر صحنه تئاتر، تلويزيون و سينما ظاهر مي شد و فعاليت خود را به نمايش هاي راديويي محدود کرده بود.

آقالو متولد 1328 قزوين، فارغ‌التحصيل تئاتر از دانشكده هنرهاي زيبا دانشگاه تهران بود.وي فعاليت هنري خود را پس از گذراندن يك دوره بازيگري در هنرستان آزاد هنرپيشگي دانشكده هنرهاي دراماتيك آغاز كرد.

بازي در فيلم «دادشاه» به كارگرداني حبيب كاوش، نخستين تجربه سينمايي مرحوم آقالو بود.

مشهورترين نقش آفريني او ايفاي نقش کاتب در سريال تلويزيوني "افسانه سلطان و شبان" به کارگرداني داريوش فرهنگ بود که در اوايل دهه 60 پخش شد و طرفداران زيادي داشت.

مرحوم آقالو دردوبلاژ، راديو، صحنه تئاتر و مجموعه‌هاي مختلف تلويزيوني فعاليت داشت.علاوه براين مي توان به نقش آفريني او در فيلم هاي سينمايي از جمله  "پاداش"، "گاهي به آسمان نگاه کن" و "يک تکه نان" اشاره كرد.

جام جم آنلاين درگذشت زنده ياد احمد آقالو را به خانواده محترم او و جامعه هنري كشور تسليت مي‌گويد.

پدرام: من نیز به نوبه خود درگذشت این بزرگ مرد را تسلیت میگوییم و هیچگاه صدای خاص او را در کارتون سرنتی پیتی که به جای ماهی پرنده صحبت میکرد را از یاد نخواهم برد

یادش گرامی باد

+ نوشته شده در  یکشنبه 3 آذر1387ساعت 22:27  توسط پدرام  | 

سلام

این سه عکس تقدیم به نریمان و تمام دوستداران استاد گلپا 

 

گلپا (اکبر گلپایگانی)

Akbar Golpayegani

(خواننده)

+ نوشته شده در  جمعه 1 آذر1387ساعت 10:58  توسط پدرام  |